خواب غفلت غربیها در عصر افول آمریکا! این روزها بارها شاهد بروز همان روند ناکارآمدی هستیم که هرگاه نامهای از غرب یا با میانجیگری دلالان ملکی میرسد، به مذاکره و تسلیم وسوسه میشود. سرمقاله اخیر روزنامه «شبکه سازندگی» با عنوان «فرصت طلایی» نمونهای از یک جریان خودزنی است که از روی ناامیدی، آمدن میانجیها را تلاش دشمن میبینند. در این یادداشت نویسنده ادعا میکند: «تحرکات اخیر تیم میانجیگر قطری نشانه مثبتی است که میتواند احتمال جنگ سوم را کاهش دهد». این جریان ترسو، هرگاه نامه یا لبخند دیپلماتیکی میبیند بلافاصله دچار وحشت میشود و فکر میکند جمهوری اسلامی در برابر غرب سر تسلیم فرود آورده است، غافل از اینکه این بازیها تنها سرپوشی بر استراتژی جنگی و فشار از هر سو است. تقسیم کار دقیق ترامپ نقشه راه دشمن را آشکار میکند، اما جریان سازش همچنان ترجیح میدهد در بیخبر بماند. وقتی «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری ایالات متحده گستاخانه از مردم میخواهد در مصرف سوخت صرفهجویی کنند و مالیات ندهند و وزیر جنگ این کشور سعی میکند جنگ را توجیه کند، چگونه نامه «جیدی ونس» میتواند نشانهای از صلحطلبی تلقی شود؟! ونس یک چهره صلحطلب نیست، بلکه به بیان دقیقتر، «خفهکن» بر روی مسلسلی جنایتکارانه ترامپ است.
با این وجود، بنیانگذاران وضع موجود، با اشاره به اینکه «آقای ونس یکی از چهره های برجسته جمهوری خواهان است»، تحقیرآمیز می نویسند: «شاید در آینده فرصت های بهتری برای حضور در صحنه سیاسی آمریکا داشته باشد». این دیدگاه عمق وابستگی فکری کسانی را نشان می دهد که زندگی سیاسی خود را به جدول امتیازات در واشنگتن گره زدند. خط نفوذ رسانه ای دشمن سال هاست که با تولید اخبار جعلی و نامه های گمراه کننده سعی در ایجاد شکاف جبهه دروغین دارد و متاسفانه جریان تسلیم نیز با استقبال از این ترفندها به وضوح موافق پروژه های شناختی دشمن است. جمهوری اسلامی ایران قبلاً بر اساس 7 شرط خود به این فریبکاری ها پاسخ داده است. زیرا مذاکره واقعی زمانی معنا دارد که در خدمت منافع ملی باشد، نه زمانی که به ابزاری برای تنظیم مجدد ماشین جنگی آمریکا تبدیل شود.